خرید بک لینک
دوتا استعاره استفاده میکنم لازمه بدونی تا حرفامو بفهمی..اسطوره ک میگم بابای خدابیامرزمو میگمهمسفر ک میگم همسرمو میگم:)همین.با طبیعت مهربان باشیم

برچسب: نویسنده: ستایش کاظمیان تاريخ: يکشنبه 17 دی 1402 ساعت: 17:58

انقد از اول آذر بی قرار فاطمیه بودم هروزدائما ، بالاخره دیشب هیئت برگزار شد و دلمان ارام گرفت...

+ در مدینه مردیست که با دیدن چهارچوب در ها ، شانه هایش میلرزد.. :(

برچسب: نویسنده: ستایش کاظمیان تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 14:37

حقیقتا وقتی عکس های پدرم وقتی ک توی جبهه بود رو نگاه میکنم حس خوبی میاد سراغم:)

که نشسته پای تفنگ مسلسل و چقد دلیر و شجاع بود با اینکه فوقش ۲۲ سالش بوده:)

+ همیشه خاطرات جبهه و سالهایی ک تو دفاع مقدس شریک بود، پر از طنز و شادی بود وقتی تعریف میکرد.

+ اخرم کارت ایثارگری نگرفت با اینکه مجروح بود.. میگفت جنگیدنش برا خدا بوده: ]

برچسب: نویسنده: ستایش کاظمیان تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 14:37

صفحه بندی